تبليغاتX
معبد سکوت

شنبه بیست و نهم فروردین 1388

اعتماد ...

یکسال و اندی قبل تصمیم گرفتم برای حج واجب همراه با خانواده ثبت نام کنم. در همین موقع بود که یک دوست از من تقاضایی کرد مقداری پول خواست و من تمام هزینه ای که کنار گذاشته بودم به ایشون دادم که مشکل حل بشه . ولی متاسفانه نه آدمی بود که بتونه مشکل خودش را حل کنه ، نه آدمی بود که لایق این همه اعتماد من باشه و نه آدمی بود که پول را به من برگردونه. حتی جواب تلفن را هم نمیده چه برسد به ...

یک ماه دیگر احتمالا ثبت نام هست و این خاطره مجدد در نظر من نقش بست.

فقط یک چیز را میدانم دلم تنگ این سفر هست .

 

جمال کعبه گر تو را نشان از آن لقاء دهد

 
درون سینه تو را به نور حق صفا دهد

 
شهود حق اگر شود تو را به چشم دل عیان

 
وجود تو به یک نظر به آخرین لقاء دهد

 
چو محرم از هوا شوی زما و من رها شوی

 
فنا شوی فنا شوی فنا تو را بقاء دهد

 
چو شوق آن حرم کنی دمی ز راه جان ببین


بگرد عرش کبریا طواف قدسیان ببین


در آن محیط بیکران به حق به ترک خود بگو

 
لباس قدسیان گزین نشان ز بی نشان ببین

 
ز سعی مروه و صفا اگر شوی ز خود رها


چو هاجر از درون خود برآوری خدا خدا


چو زمزم آب معرفت بجوشد از درون تو


زهی ز رنج تشنگی رسی به چشمه ی بقاء


به یمن نور آگهی ز آفت هوا رهی


اگر که باخبر شوی ز راز مشعر و منا


چو یابد آگهی دلت به رمز و راز این سفر


به اوج اعتلا رسی ز مرز تن کنی گذر


وجود تو بدل شود ز عشق و رحمت و صفا


جمال حق شود تو را به هر کرانه جلوه گر

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 11:18 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388

نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد

 

نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد

به زير آن درختي رو كه او گلهاي تر دارد

در اين بازار عطاران مرو هر سو چو بيكاران

به دكان كسي بنشين كه در دكان شكر دارد

ترازو گر نداري پس تُرا زو ره زند هر كس

يكي قلبي بيارايد تو پنداري كه زر دارد

تو را بر در نشاند او به طراري كه مي آيم

تو منشين منتظر بر در ، كه آن خانه دو در دارد

به هر ديگي كه ميجوشد مياور كاسه و منشين

كه هر ديگي كه ميجوشد درون چيزي دگر دارد

نه هر كلكي شكر دارد ، نه هر زيري زبر دارد

نه هر چشمي نظر دارد ، نه هر بحري گوهر دارد

بنال اي بلبل دستان ، ازيرا ناله مستان

ميان صخره و خارا اثر دارد ، اثر دارد

بنه سر گر نميگنجي ، كه اندر چشمه سوزن

اگر رشته نميگنجد ازآن باشد كه سر دارد

چراغ است اين دل بيدار، به زير دامنش مي دار

از اين باد و هوا بگذر، هوايش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتي مقيم چشمه اي گشتي

حريف همدمي گشتي كه آبي بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را ماني

كه ميوهي نو دهد دايم درون دل سفر دارد

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 1:6 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388

گوش کن

 

گوش کن،جاده صدا ميزند،از دور قدم هاي تو را .....
چشم تو زينت تاريکي نيست....
پلک هارا بتکان ، کفش به پا کن و بيا.....
بيا تا جايي که، پر ماه به انگشت تو هشدار دهد...
و زمان روي کلوخي بنشيند با تو ...
و مزامير شب اندام تو را، مثل يک قطعه ي آوار به خود جذب کنند....
پارسايي ست در ان جا که تو را خواهد گفت:
بهترين چيز، رسيدن به نگاهيست، که از حادثه ي عشق تر است...

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 0:51 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388

عشق یعنی ظهور خدا

 

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید.

 

بر حذر باش از هر آنچه که گریخت

که هما جست و جو نمی خواهد

راه بگشا ، که سر رسید از راه

چشم بگشا ، نشسته بر درگاه

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 5:15 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

جمعه بیست و یکم فروردین 1388

 

شب است و سکوت است و ماه است و من

 

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 6:35 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388

 

 

کلاغه دلش گرفته بود
کلاغ سیاه پاپتی
پرید روی شاخ درخت
گفت : غار و غار
از یه جایی صدا اومد
که : زهر مار
بغض کلاغه ترکید
یه قطره اشک
از روی گونه هاش چکید
قطره ی اشک
لابه لای پرای سیاه
گم شد و رفت
یه تیکه سنگ
از تو حیاط یه خونه
اومد و اومد
نشست رو سینه ی کلاغ
قلب کلاغه ترکید
کلاغه افتاد رو زمین
یه صدا اومد:
اون کلاغ زشتو ببین ..
کلاغه چشاش تار شده بود
همه جا ها رو سیا میدید
عین خودش
زشت و سیاه و خط خطی
کلاغه مرد

کسی نفهمید که کلاغ
دلش خیلی گرفته بود
آخه شب قبل
یه گربه ی ناز و ملوس
بچه هاشو گرفته بود
کلاغه هم دلی داشت
همدم و همدلی داشت
کلاغه هم عاشق بود
کلاغ سیاه پاپتی
زشت و سیاه و خط خطی
واسه خودش کسی بود
کی از دل کلاغه با خبر بود ؟
کی حالشو می فهمید
حیف کلاغ پاپتی
با رنگ زشت و خط خطی

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 1:4 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

شاهان کم التفات به حال گدا کنند

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست

آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق

اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود

تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور

اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان

خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود

شاهان کم التفات به حال گدا کنند

 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 5:50 | موضوع:
• لینک ثابت  • 

پنجشنبه ششم فروردین 1388

بهاریه

 

بازکن پنجره را
و ببین پر زدن بلبل باغ
که شده مست زبوی خوش و جان بخش بهار
وبکش با نفسی تند و عمیق
بوی عطر گل یاس
وببین مرغک آزرده عشق
که حزین بود و نزار
با شکوفایی گلهای بهار
شده سرمست غرور
دیگر آن سوزش سرمای زمستان
نخورد بر بدن سبز درخت
یا که شلّاق خزان
نکند غنچه گل را پرپر
بازکن پنجره را
پرکن از رایحه و عطر بهار
ریه خسته ز سوز و سرما
و ببین در همه جا
فرشی از سبزه وگل پهن شده ست
تک درختی که زسرما بدنش می لرزید
جامه سبز به تن کرده
تنش گرم شده ست
پولکی را که سپید است و قشنگ
یا که زرد است و بنفش
دست خیّاط زمان
روی این جامه سبز
دانه دانه زده با زیبایی
گوییا فصل بهار
کرده بر پیکر این تازه عروس
تورخوش رنگ و سپید
از لطافت چو حریر

این بهار هم گذرا است
سال دیگر شاید
نتواند بگشاید« جاوید »
باز این پنجره را

 

آخرین روزهای سال قبل بزرگترین تغییر زندگی من اتفاق افتاد و بدنبال این تغییر تب شدید و .... .

از محبت تمام دوستان  ممنون و بابت این تاخیر زیاد عذر می خواهم.

از آنجایی که هر وقت ماهی را از آب بگیرند تازه هست پس :

عید بر شما مبارک و فرخنده


 

نوشته شده توسط ناقوس خیال در 16:54 | موضوع:
• لینک ثابت  •