پنجشنبه نوزدهم آبان 1390
دست از این پیـش کـه دارد کــه مـا؟
زاری از ایــن بیش کــه دارد کـه مــا؟
چــاره مــا ســاز کــه بــی یـاوریـم
گـــر تـــو بـرانــی بـه که روی آوریم؟
از یه آقایی پرسیدم خانمت با چه روشی باردار شده؟
جواب داد نمیدونم صبر کنید از خانمم بپرسم چطوری باردار شده.![]()
پنجشنبه دوازدهم آبان 1390
زين گونه ام كه در غم غربت شكيب نيست
گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست
جانم بگير و صحبت جانانه ام ببخش
كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست
گم گشته ديار محبت كجا رود
نام حبيب هست و نشان حبيب نيست
عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد
اي خواجه درد هست و ليكن طبيب نيست
در كار عشق او كه جهانيش مدعي ست
اين شكر چون كنيم كه ما را رقيب نيست
جانا نصاب حسن تو حد كمال يافت
وين بخت بين كه از تو هنوزم نصيب نيست
گلبانگ سايه گوش كن اي سرو خوش خرام
كاين سوز دل به ناله ي هر عندليب نيست
پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389
من پیچک ناتوانی هستم
که از خود ریشه ای ندارم
و نمی توانم برویم و بشکفم
مگر با تکیه بر درختی که مرا در آغوش گیرد
ای خدای من ، چنین است حال من با تو
که بر درخت هستی لایزالت پیچیده ام
از این رو تا هنگامی که به دور تو حلقه زده ام
مرا جای بیم و هراس نیست
اما اگر آن درخت بیفتد و بمیرد
دیگر نه آسمانی خواهد بود و نه زمینی
و چه باک که من نیز در میان نباشم
روبرت هریک

